ورود عضویت
یادداشتی بر نامه دکترمحمد ملکی در اعتراض به شکایت روحانی- "چرا دانشگاهیان ساکتند".

با دورد به تمامي دوستان و تلاشگران

نامه دكتر محمد ملكي اولين رئيس دانشگاه تهران در اعتراض به سخنان رئيس دولت "تأمل و عقلانيت"، از نكاتي پرده برمي دارد كه كمتر صحبت ان در محافل "روشنفكران" و "اصلاح طلبان" داخل و خارج از كشور، و حتي در اپوزيشن مطرح شده است. ان شكل و هماهنگي دولت روحاني و بيت رهبري در سركوب دگر انديشان و ازاديخواهان ايران است.

نامه ايشان تأكيدی است بر واقعيت هميشگي كه در جمهوري اسلامي، نظام با تمام ابزار و توانش سعي در خاموش كردن صداي دگر انديشان را داشته و دارد.

دكتر محمد ملكي با هوشمندي و شجاعت اين هماهنگي را در نامه شان بخوبي بيان ميكند. نقش وزارت اطلاعات در سر كوب دگر انديشان و احضار آنان براي بازجوئي و زندان. از سوي ديگر، شکایت آقاي روحاني از سکوت دانشگاهیان که به شنونده خود بقبولاند، ايشان و همفكرانش هستند كه تنها بطور "عقلاني و صلح اميز" در برابر مستبدان ايستاده اند تا راي دهندگانش به او باور داشته و  در گرداب "بد و بدتر" سر درگم باقي بمانند. يكي با تيغ زندان و اعدام و ديگري با لباس خير خواهانه بر تن در توجيه و قبول استبداد، صداي ازاديخواهان را در سينه خفه كنند.

فشار بر روي افراد خانواده و عزيزان فعالين و مدافعين ازادي و دموكراسي در ايران، يكي از ابزارهای غير انساني و مغاير با كليه قوانين بين اللملي است كه  جمهوري اسلامي جهت سركوب مخالفنش  بي رحمانه از ان استفاده كرده و مي كند.

اعتراض دكتر محمد ملكي، به عنوان يك دانشگاهي، به سخنان اخير رئيس دولت "كه چرا دانشگاهيان ساكتند!!" بيانگر نقش دوپهلو دولت "عقلانيت و تأمل " در سركوب مدافعان حقوق بشر در ايران است. دولت روحاني از يكسو خود را بعنوان نيروئي در جهت رفع حصر و بند و فضاي أمنيتي معرفي مي كند و از سوي ديگر با وزير اطلاعاتش، چماق خفقان را بر سر مدافعين حقوق بشر و خانواده هاي انها مي كوبد تا اصل استبداد كه ولايت است با فرهنگ و أرمان ديكتاتوري ديني در جامعه بصورت غالب درايد و پذيرفته شود

نامه دكتر ملكي حاوي پيامي ديگري هم می باشد، درخواست كمك. كمك به ازاد انديشان، مدافعان حقوق مردم ، به اناني كه سر در زير تيغ استبداد دارند. نامه دكتر محمد ملكي از دو زاويه قابل بررسي است، افشائ پيوند و هماهنگي دولت و نظام در سركوب دگر انديشان و دیگری درخواست كمك برای دفاع از جان و خانواده مدافعان حقوق بشر در مقابل استبداد ديني است.

حال پشتيبانان حقوق و كرامت انساني هستند كه می باید از جان و دست اوردهاي مدافعان ازادي و دموكراسي در ایران دفاع کنند و بصورت متحد و منسجم انان را در اين مبارزه تنها نگذارند.

لطفا متن كامل نامه دكتر محمد ملكي را در زير بخوانيد.

با سپاس 

اكبر كريميان

 


متن این نامه ی اعتراضی به شرح زیر است:

بسم الحق

چرا دست از سر خانواده ها برنمی دارید؟

سخنی با مسئولین امنیتی کشور

چند روزی است که بعلت سرما و برف و تشدید بیماری در منزل استراحت می کنم. امروز ساعت ۶ عصر بود که پسرم، - ابوذر، تماس گرفت و گفت آقای بازجو تلفن کرده و گفته من و شما به اداره اطلاعات برویم. به پسرم گفتم اگر شماره تلفن بازجو را داری با او تماس بگیر و بگو من در شرایطی نیستم که بتوانم به دیدار ایشان بروم. از این گذشته من به هیچ وجه با احضار تلفنی جایی نمیروم. اگر با من کاری دارند با نامه احضارم کنند.

من نمیفهمم اصلا چه دلیلی وجود دارد که با فرزند من که در این سالها هزاران گرفتاری برایش درست کرده اند تماس می گیرند و او را تحت فشار میگذارند. مدرک لیسانس ابوذر را سالهاست به دلیل فرزند محمد ملکی بودن مصادره کرده اید و نمی دهید. او را چندین بار به اداره اطلاعات احضار کرده اید و تحت فشار گذاشته اید و سوالاتی که به هیچ وجه به او ارتباطی نداشته را از او پرسیده اید. از شرکت او در امتحانات دانشگاه ممانعت کرده اید و آرامش همسر و زندگی اش را برهم زده اید و دهها مشکل دیگر برایش درست کرده اید، تنها بدلیل اینکه فرزند محمد ملکی است.

آقای روحانی امروز در دانشگاه و در حضور دانشگاهیان پرسیده اند که چرا دانشگاه ساکت است و استادان سکوت کرده اند؟

آقای رییس جمهور؛ من در این سالها در برابر اعمال تشنج زا و خشونت آفرین مقامات حاکم که منجر به تحریم های کمرشکن علیه ملت ما شد سکوت نکردم و اعتراض کردم.

آقای رییس جمهور؛ من در برابر نقض حقوق بشر در کشورم و زندانی کردن فعالان سیاسی و عقیدتی سکوت نکردم و اعتراض کردم.

آقای رییس جمهور؛ من در برابر موج بی رویه اعدام ها و ترویج خشونت در جامعه سکوت نکردم و اعتراض کردم.

آقای رییس جمهور من یک دانشگاهی هستم و در این سالها سکوت نکردم و این وضعیتی است که برای خود و خانواده ام ایجاد کرده اند.

جناب رییس جمهور؛ تنها چند ساعت پس از سخنرانی شما از وزارت اطلاعات با من و فرزندم تماس گرفته اند تا من را هم وادار به سکوت کنند. من در این سالها بارها گفته ام سکوت نخواهم کرد و هر حکمی میخواهید به من بدهید. حال انتظار دارید که دانشگاهیان سکوت شان را بشکنند؟

من تاکنون تحمل کردم و این اذیت و آزارها که به خانواده من وارد شده را بطور علنی مطرح نکرده بودم. اما دیگر طاقتم تمام شده و از مقامات حکومت سوال میکنم که اگر با من مشکلی دارید تقصیر خانواده ام چیست و با آنها چه کار دارید؟ چرا ابوذر را این قدر اذیت میکنید؟ چرا مرا ممنوع الخروج کرده اید و مانع از سفر من برای دیدن فرزندم شده اید؟ چرا تهدید می کنید تا فرزندم، عمار، نتواند برای دیدن مادر و پدرش به کشور بیاید؟

بسیاری از خانواده های سیاسی دچار چنین مشکلاتی هستند و از این مسائل رنج می برند. آقایان بس کنید و از خدا بترسید و از عاقبت دیگران عبرت بگیرید.

اگر این آزارها ادامه یابد من بطور مستقیم به سازمانهای بین المللی حقوق بشری و گزارشگر ویژه سازمان ملل در این باره شکایت خواهم برد.

والسلام

دکتر محمد ملکی ـ ساعت ۷ بعد از ظهر روز سه شنبه ۱۵ بهمن ۹۲

به گزارش تارنمای ملی - مذهبی،

http://archives.emruznews.com/2014/02/post-22564.php

 

این مطلب در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۹۲ نوشته شده است.

برای بیان دیدگاه خود باید در سایت عضو شوید. عضویت ساده و سریع می باشد، از لینک بالای صفحه استفاده کنید.

تماس با ما شهروند خبرنگار سخن ما
ما در صفحات اجتماعی

کاربر گرامی:

نکات زیر را هنگام ثبت نام مد نظر قرار دهید:

نام حقیقی
ایمیل
نام کاربری
کلمه عبور
تکرار کلمه عبور
سوال امنیتی ﻟﻂﻔﺎ ﻛﻠﻤﻪ ﻻﺗﻴﻦ ﺭا ﺩﺭ " ﭘﺎﺳﺦ " ﺗﺎﻳﭗ ﻛﻨﻴﺪ. MKhgF
پاسخ سوال امنیتی
خروج

در صورتی که رمز عبور خود را فراموش کرده اید به این صفحه مراجعه نمایید.

خروج